مجموعه اشعار گلچین گیلانی

مجموعه اشعار گلچین گیلانی

مجموعه اشعار گلچین گیلانی
بزنگاه های تاریخی ، سبب خوبی ست برای یاد آوری ؛ تفالی نیک است و مجالی برای قدرشناسی . صدمین سال تولد گلچین گیلانی ، برای مردمان زادگاه و وطنش ، گیلان و ایران ، چنین بزنگاهی ست . پس برآن شده ایم یاد آور باشیم و قدر شناس . چرا که چونان گلچین اندکند؛ هم عصاره ی فرهنگ یک دوران تاریخی اند ، و هم شانه هایی که شاعران و مردمان ...
سه‌شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۹
کد خبر :  ۳۰۳۵۷


مجموعه اشعار گلچین گیلانی

بزنگاه های تاریخی ، سبب خوبی ست برای یاد آوری ؛ تفالی نیک است و مجالی برای قدرشناسی . صدمین سال تولد گلچین گیلانی ، برای مردمان زادگاه و وطنش ، گیلان و ایران ، چنین بزنگاهی ست . پس برآن شده ایم یاد آور باشیم و قدر شناس . چرا که چونان گلچین اندکند؛ هم عصاره ی فرهنگ یک دوران تاریخی اند ، و هم شانه هایی که شاعران و مردمان ...

سرشناسه

: میر فخرایی ، مجدالدین 1288-1351

عنوان و پدید آور

:مجموعه اشعار گلچین گیلانی (مجدالدین میر فخرایی) گرد آوری و تدوین کامیار عابدی

مشخصات نشر

: رشت فرهنگ ایلیا ، 1389

مشخصات ظاهری

:380 ص

شابک

:0-160-190-964-978

موضوع

:شعر فارسی- قرن 14

شناسه افزوده

:عابدی ، کامیار، 1347- گرد آورنده

رده بندی کنگره

1389 6 ع 8637 م /098 PIR

رده بندی دیویی

: 62/1 فا 8

شماره کتاب خانه ملی

:2074316

 

 

یادداشت

بزنگاه های تاریخی ، سبب خوبی ست برای یاد آوری ؛ تفالی نیک است و مجالی برای قدرشناسی . صدمین سال تولد گلچین گیلانی ، برای مردمان زادگاه و وطنش ، گیلان و ایران ، چنین بزنگاهی ست . پس برآن شده ایم یاد آور باشیم و قدر شناس . چرا که چونان گلچین اندکند؛ هم عصاره ی فرهنگ یک دوران تاریخی اند ، و هم شانه هایی که شاعران و مردمان پس از وی ، برآن می ایستند برای سرودن و به تماشا ایستادن .

در ذهن و بر زبان چند نسل از مردمان یک ملت ماندن ، نه کار هر کسی ست . گلچین از آن کسان است . حتی اگر فقط سروده ی باز باران او ورد زبان ها باشد. اثری که می توان گفت در حد لالایی ها خوانده شده و در یادها مانده است . این مجموعه نشان می دهد ، که این شعر پشتیه ای قرص دلشته و از سر اتفاقی زبانی نبوده است . دیگر اینکه ، چرا فقط کسانی چون گلچین توانسته اند چنین اثری سهل و ممتنع بیافرینند ؟

غریب نیست که مجدالدین میر فخرایی ، در همان اوان سرودن ، نام گلچین گیلانی را برای کار شاعری اش بر می گزیند . نامی چون نام ترانه ها ، نامی که بسا معنایی اش سرشار از شادی و امید زندگی است. غریب نیست که وقتی برای ادامه تحصیل به فرنگ فرستاده می شود ، رشته ی تحصیلی اش را از ادبیات محض به پزشکی تغییر می دهد و به شغلی که سر و کارش مدام با مردم باشد ، رو می آورد خانه و مطب وی ، ماوای ایرانیان برای مداوا رفته می شود .

غریب نیست که از میان هنرها شعر را برمی گزیند ، هنر ملی و مردمی ایران و از میان قالب های شعری به سیاق نیمایی اعتدالی رو می آورد که بیش ترین ظرفیت را برای ارتباط با خواننده دارد و زبانش در شعر به گفته ی نیمای بزرگ به دیکلماسیون توده های مردم نزدیک است .

اگر چه بسیار در غربت بوده اما غریب نیست بلکه نزدیک است درک شدنی ، ملموس برای مردمان اقل کم صد سال اخیر

امید داریم با نشر این مجموعه و آثاری این چنین ، تاریخ فرهنگی این خطه را بازبشناسیم ، چرا که فراموشی تاریخی و فرهنگی ما را نسزد ، که بهایی سخت دارد .

حوزه هنری گیلان

 

 

فهرست

درباره گلچین گیلانی و مجموعه اشعارش

15

نهفته (دفتر شعر، لندن ، 1948 م )

سرود یکم ( می روم ، پیش می روم ... این است )

27

سرود دوم (بگذار بگویم ات چه می گویم )

28

سرود سوم ( برای یافتن ژاله نهفته راز )

29

سرود چهارم ( در بال های گرم تو ، ای جوجه بهار )

30

سرود پنجم (فواره های باغ ، پر از بازی فشار )

31

سرود ششم ( در سیم های تار خوش آهنگ آفتاب )

32

سرود هفتم ( گفتم این مهر است ، مهر جاودان )

33

سرود هشتم ( شب است و باغ چنان مست از گل شب بوست )

34

سرود نهم ( تو را دیدم ، تورا چیدم ، در این جا )

35

سرود دهم ( گناه چیست ؟ تو را دیدن و تورا چیدن )

36

سرود یازدهم ( اگر من می توانستم بگویم )

37

سرود دوازدهم ( چرا نبینم ؟ این است گل : نشانه پند )

38

سرود سیزدهم ( نزدیک آن گل ام ، دل من می تپد ، کجاست )

39

سرود چهاردهم ( شتاب خسته پرهای جست و جو گمراه )

40

سرود پانزدهم ( بگو چیست درد تو ، برگشته بخت )

41

سرودشانزدهم ( باز از موج تند اقیانوس )

42

سرود هفدهم ( نبود و چشم گمان کرد دید )

43

سرود هیجدهم ( بالای سرم ستاره می خواند )

44

سرود نوزدهم ( دفتر سرنوشت من ، هر روز )

45

سرود بیستم ( دست تو ، دست نرم تو ، ای گرمی امید )

46

سرود بیست و یکم (در چشمک ستاره ، چه آتشفشان راز )

47

سرود بیست و دوم (در گلشن سیاه تو ای باغبان راز )

48

سرود بیست و سوم ( نزدیک بود ژاله به چشم ستاره وار )

49

سرود بیست و چهارم ( کشیدم آفتاب پاک را در پرده پنهان )

50

سرود بیست و پنجم ( تابش تیرگی ست ، این جا نیست )

51

سرود بیست و ششم ( اگر تو هستی ، بگو کجایی؟ )

52

سرود بیست و هفتم ( پرنده می شود خاموش در تاریکی بیشه )

53

سرود بیست و هشتم ( درون جامه ابریشم سیاه بهار )

54

سرود بیست و نهم ( بیا که باز بهار است و در بنفشه ، دلی است )

55

سرود سی ام (آری در را ببند که مایه دلبری )

56

سرود سی و یکم ( زیر ستارگان تو ، ای گنبد بلند )

57

سرود سی و دوم ( می شنوم ... می شنوم ... یار من )

58

سرود سی و سوم (روز رستاخیز امروز است ، خاک )

59

سرود سی و چهارم ( نه پوست دارم ، نه گوشت ، استخوان هایم )

60

مهر و کین ( منظومه ، تهران ، دهه 1340

بخش یکم ( ای بشر ، گشت بزرگ روزگار )

63

بخش دوم ( ای پسرها، ای دلیران جوان )

69

بخش سوم ( برلب شمشیر رستم ، مرگ تار )

72

بخش چهارم ( دشمن آن جا بود ، پیش رخش او )

77

بخش پنجم ( روی خون گرم خود ، سهراب گرد )

82

گلی برای تو ( دفتر شعر ، تهران ، 1348)

گلی برای تو ( از آن گلشن که بویی برده بودم )

89

دوستان گرامی من ( دوستان گرامی من ، باد می وزد باد بامداد امید

90

نیما ( مرغ یکی دو بار سرود و پرید و رفت )

91

گل نام ( زیر درخت خشک ، گل تازه ای دمید )

93

ای دلنواز من ( پرواز باز من ، باز نیاز من )

95

شب ( شب شد و دریاچه ها پنهان شدند )

96

نماندیم ( سرودی بود و ما مستانه خواندیم )

97

لبخند ه( چو گل در بسرات خوابیده بودی )

98

آمدو رفت ( آمد و رفت و ندیدم دگرش

99

روی پل ( ماه بود و زمین بود ...)

101

آن خانه ( یک روز دوباره خانه خواخم رفت )

103

تو ای درد ( تو ای درد درمان شکن )

105

ای کاش ( گل دل خزان ندارد )

106

گل و بلبل ( چندان از گل و بلبل سخن گفته ایم )

109

کیسه ( خواب می دیدم شبی )

110

بزن ای دل ( بزن ای دل ، دل دیوانه چون زنگ )

112

بی سرو ته ( دیدی که چگونه دست پاییز )

116

پرسش ( آگهی شادم گهی اندوهگینم )

118

تندیس ( نه همسرداشت )

120

باغ ویران ( گلی را که تو کاشتی زرد شد )

122

چشم انداز ( مرا خورشید جز در ابر شب نیست )

123

تپش ( روی درخت بلند )

124

این زندگی ست ( روز و شب من و تو دلا بی شماره نیست )

125

بهر چه گریه می کنی ؟ ( در آسمان آبی چشم تو چشم من )

126

همیشه ( اگر برگ گلی یا نیش خاری )

128

خسته ( آه ... می پرسی چرا آهسته ام )

130

اشکبار ( بادی چو دیو زخمی می گشت در چمن )

132

در اشک من ( دریای هستی دم به دم )

134

باز مان ( ای دل ، ای دل ، زکجا آمده ای ؟ )

136

در زیر بمب ها ( خوشم می آید از باران پاییز)

137

بی آشیانه ( چرا می نالی ای مرغ شبانه )

139

گریه ( در کاسه تیره شبانه )

140

هیچ ( پرواز کن ، ای فرشته ، پرواز )

141

هرگز ( داشتم یک دل بچگانه )

143

رفتی ( پنجه ای پر زور دارد روزگار )

146

کوتاه ( بیابان است و شب خوابیده در شن های آتش زا )

147

سرود شامگاه ( از روی دره های پر از پیچ نیمه تار )

148

در کنار تمز( به روی نیمکت تنها نشستم )

149

پری از کبوتری ( ببین چگونه می شوند دور )

152

پیشرفت ( دست پاک بامداد سیمتن )

154

از ماه به مهر ( پس از آن زمین را )

157

شعرهای پراکنده ( دست نویس ها ، چاپ شده در مجله ها و مجموعه ها )

دو شعر ( ای گاو عزیز و باوفایم – بهار روی تو هر گز خزان نبیند یار )

161

مایه پیروزی ( امروز روز سعی و گه کار است )

165

کار ( افتادی ارز مقام بلند و گشتی خوار )

168

زیر و زبر عمر ( بسی شب ها گذشت و شد سحر ها )

171

یار بد ( چو بگسلی ز فرو مایه مردمان ، پیوند )

174

ای خفته ( ای خفته دیده بگشای ، برخیز ای نشسته )

178

همنشین ( خنک آن کس که با بی دانشان هر گز نیامیزد )

180

ستاره ( شب ها تو ای ستاره چه خوبی در آسمان )

182

برلب چشمه ( بر لب چشمه دختری کوچک )

187

پرندگان خوش بخت ( سر بر کشید خورشید از خاور )

189

شب مهتاب ( باز شب شد مرا نگیرد خواب )

197

دوازده + یک رباعی

203

باران ( باز باران ، با ترانه )

208

رهگذر ( در آسمان نبود به جز پرده ای سیاه )

216

گیلان ( گیلان ، ای سرزمین سبزه خوش رنگ )

219

فریب ( برگ برگشت و گل دوباره شکفت )

224

نام ( گل بود و سبزه بود و سرود پرنده بود )

228

برگ ( باد شبگرد می کشد فریاد )

231

خانه تار ( از خانه تار و نیمه ویران )

235

ای جنگل ( ای جنگل بزرگ من ، این برگ ها زرد )

239

پرده افتاد ( منظومه در شش بخش )

241

پرده پندار ( پشت شیشه باد شبرو جار می زد )

250

دریا نورد خفته ( میان آسمان برف و باران )

254

دارو ندار ( دارم ولی ندارم )

262

گل تشنه ( در کنار چشمه من می سوختم )

266

ناو کوچک ( داستانی بود ، من می خواند مش )

268

شعر باید گفت ( شعر باید گفت و شعر تازه گفت )

271

نایاب ( آمد ... ولی نهان شد )

274

امشب ( امشب اگر مدادم را پیدا کنم )

276

سخن ( زاده مغز من است این و به چشمم زیباست )

278

شمد ( دیدیم آن چه بود و شنیدیم آن چه بود )

281

میمون ( در آسمان زرد ، خورشید توی دره سوزان ابرها )

285

اتاق خواب ( دو پاسبان ، در خیابان )

297

بازگشت ( من نمی دانم چرا )

315

گل سرخ ( این شاخه پر از گل سرخ )

318

پیر چمن ( در این چمن که دمادم گلی زنو روید )

320

یادگار ( برگ خشکی یافتم در دفتر خود )

321

سرنوشت ( این شاخه های بید چه هنگامه می کنند )

324

چرا نگویم ( چرا نگویم : اشک است چکه باران ؟ )

327

کالای گیتی ( در آشیان دل اگر دلبر نداری )

329

با این همه ( ابر است و می دود به سپهر )

332

نه رباعی

334

جزیره ( از مستی فسونگر رویایی )

338

نیرنگ رنگ ( زمستانا ، تو را من در بهار نازنین دیدم )

341

نوروز ( خورشید به جام می میخانه درخشید ...)

345

گلبرگ های برف ( از باد ، برگ های کهن کنده می شوند )

347

خزه ( چرا اندو هگین گردم ...)

349

سواران آفتاب ( سپیده دم ستاره ها سوار آفتاب می شوند )

351

شکسته ( شاخه را باد شکست )

353

ساز و آواز ( باز رازی در دل ام گل کرده است )

354

نه ماه نه ستاره ( تاریک بود بیرون غرنده باد شبگرد )

357

به یاد میهن ( به یاد تو ای میهن دور دست )

361

گربه ام ( گربه ای دارم پرپشم و سفید )

363

شهین ( از در در آمد و دیدم اوست )

364

شیشه های خون : ( دو سه تا شیشه زخون دگرانم دادند ...)

366

پیوست ها

369

برچسب ها: شعر

ارسال نظر