امروز صحنهی ساده و بیپیرایهی بچههای مسجد، میزبان نوری بود که از جنسی دیگر میتابید.
حضور صمیمی و پر از مِهر پدر و مادر بزرگوار شهید دریانورد نیما مرادی در میان ما، نه فقط یک دیدار، که عطرِ خوشِ خاطره و برکت بود؛ انگار پنجرهای رو به آسمان گشوده شد.
نشستن شما بر صندلی تماشاگران و چشم دوختنتان به تلاش و هنرنمایی جوانان و نوجوانان این دیار، به صحنهی نمایش ما اعتبار و به دلهایمان گرمایی دوچندان بخشید.
لبخند مهربان و نگاه پرامیدتان، بهترین پاداش و بزرگترین دلگرمی برای بچههایی است که با دستهای خالی اما دلهایی پر از باور، تئاتر را در حریم امن مسجد زنده نگه داشتهاند.
قدمهایتان بر دیدگان ما جا داشت و نفسهای پربرکتتان یادآور نام و یاد شهدایی است که امنیت و آرامشِ امروزِ صحنههای ما، حاصل جوانمردی آنان است.
سایهتان مستدام و مِهرِ بیدریغتان همواره چراغ راه ما باد.
از سوی بچههای تئاتر مسجد