به گزارش روابط عمومی حوزه هنری گیلان، نخستین نشست گفتوگو پیرامون پیشینه تاریخی و راهکارهای ارتقای فرهنگیهویتی میدان شهرداری رشت، در حوزه هنری گیلان برگزار شد. این برنامه در قالب همافزایی کانون مردمی اندیشه صدرای گیلان با میز مطالعات راهبردی حوزه هنری اجرا شد و در آن حجتالاسلام مرتضی عبداللهی و دکتر مجید رحمانی دو تن از محققان تاریخ فرهنگی گیلان به ارائه بحث پرداختند.
گفتوگو، پیشنیاز تحلیل و تصمیم
در ابتدای این نشست حجتالاسلام زادفلاح مجریکارشناس برنامه ضمن تسلیت ایام عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع)، گفت: موضوع پیادهراه شهرداری رشت این روزها محل تأمل و گفتوگو، صحبت، یاداشت و مناظره قرار گرفته است و خیلی از نخبگان جریانهای فکری مختلف در خصوص آن نظر میدهند.
وی با اشاره به وجه تمدنی سازه شهرداری، افزود: ما نیاز داریم که یک سازه تمدنی متناسب با فرهنگ و تمدن ایرانی داشته باشیم که فرهنگ و بوم کشور ما را نمایندگی کند.
حجتالاسلام زادفلاح به فلسفه برگزاری این گفتوگو اشاره کرد و افزود: تصمیم در خصوص میدان، تصمیم بسیار سخت و نیازمند تحلیل است. اگر ما میخواهیم یک سازه تمدنی را بنا یا ویرایش یا تخریب کنیم نیازمند تحلیل و اندیشه است و تحلیل صحیح، نیازمند گفتوگو از جریانات مختلف اندیشهای است.
وی در انتها گفت: در این جلسه از دو عزیزی که در زمینه فرهنگ و تاریخ گیلان تأمل و اندیشه و مطالعه فراوان داشتند دعوت کردیم.
اینجا مقبرهای بود
در ادامه این نشست، حجتالاسلام عبداللهی مباحث خود را ارائه کرد. وی با اشاره به پوستر اعلان این نشست گفت: عنوان «پیادهراه شهرداری رشت» عنوان درستی نیست، رسمی هم نیست. شهر رشت در گذشته متشکل از محلات ناپیوسته بود و در حوالی صفویه پیوستگی پیدا کرد. تا قبل از ساخت ساختمان شهرداری رشت و حتی 7، 8 سال بعد از آن، مرکزیت شهر رشت این نقطه جغرافیایی نبود. مرکزیت شهر رشت با همان پیوستگی نامتراکمی که داشت در منطقه سبزهمیدان بود.
حجت الاسلام عبداللهی با اشاره به وجود مقبره استاد ابوجعفر در محوطه ساختمان شهرداری افزود: طبق متون مختلف استاد سید ابوجعفر جزو یاران ناصر کبیر، ناصر اطروش است که وارد گیلان شدند. ناصر کبیر جد مادری سید رضی و سید مرتضی و از یاران ائمه (ع) بود و در آمل حکومت شیعی تشکیل میدهد. مردم این سامان پذیرای فرزندان و اصحاب ائمه (ع) بودند و مرحوم سید مرتضی تصریح دارد که ناصر کبیر شیعه است.
زیارتگاه اول رشت قدیم
این محقق تاریخ گیلان به اشاره به تقسیم گیلان قدیم به دو منطقه به واسطه سپیدرود گفت: ابوجعفر در اینطرف سپیدرود یعنی غرب گیلان و در اسلام مردم این خطه خیلی مؤثر بوده است. محل اتفاق همه منابع تاریخی این است که تا دهه پنجاه شمسی، یعنی حتی از ۱۳۰۴ که ساختمان شهرداری رشت بنا شد تا قبل از انقلاب اسلامی، مردمان متعددی برای زیارت ایشان میآمدند و حتی بعد از تخریب مقبره و ساخت کامل ساختمان شهرداری رشت این رویه ادامه داشت. در منابع تاریخی آمده که این بقعه محل برآورده شدن حاجات مردم بوده است.
حجت الاسلام عبداللهی در ادامه سخنان خود به مشخصات ظاهری محدوده ساختمان فعلی شهرداری پیش از تخریب اشاره کرد و گفت: اینجا آرامستان بود، مقبره سید ابوجعفر سنگ قبر داشت، صندوق و ضریح چوبی داشت، از عصر صفوی به بعد گنبد داشت، گلدسته داشت، آبخوری عمومی داشت، حمام داشت، دوتا برج داشت یکی نقارهخانه بود که افرادی که حاجت میگرفتند یک ریال میدادند و نقاره میزدند. اینجا مسجد داشت، یک سری درختان قدیمی که نشانههای سازهای هویت دینی منطقه گیلان است که الان متاسفانه خیلی از اینها از بین رفته است.
وی خاطرنشان کرد: اینجا حتی یکشنبه بازار اصلی شهر رشت برگزار میشد، محل بستنشینی و تجمع اعتراضی بود، خواهر امام هم همینطور محل بستنشینی بود. در برخی منابع آمده که مقبره اولی که مردم شهر به آن مراجعه میکردند اول بقعه سید ابوجعفر بوده و بعد خواهر امام رشت. تاریخنگاران مختلف هم این منطقه را توصیف کردهاند و حتی سفیر آمریکا در سال 1260 شمسی اینجا را توصیف کرده است.
آیرم دستور تخریب داد
حجتالاسلام عبداللهی با اشاره به ورود رضاخان برای سرکوب میرزا کوچک جنگلی گفت: رضاخان برای مبارزه با میرزا کوچک و فکر مستقل میرزا درباره مقابله با بیگانگان وارد منطقه گیلان شد. اینها به ذهنشان میرسد که هر طوری شده این فکر را خاموش کنند. کسانی که منتسب به نهضت جنگل بودند یا متواری میشدند یا وارد زندان. سال ۱۳۰۰ میرزا شهید میشود و سال ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ رضاخان سلطنت پهلوی را تشکیل میدهد. بهار ۱۳۰۴ رضاخان سردار سپه و وزیر جنگ است، هنوز پادشاه نیست. آقای آیرم سرتیپ رضاخان ولی همهکاره است و دستور تخریب بقعه ابوجعفر را میدهد. بعد از میرزا کوچک تا ۵ ،۶ سال هر کسی که در گیلان حکومت کرد فرماندار نظامی بود. یعنی گیلان یک حالت اشغالگری، کودتا و دیکتاتوری به خودش میبیند. آیرم با زور و پول خانههای مردم را خراب میکند.
راز تفاوت خیابان سعدی
نویسنده کتاب فرهنگنامه علمای مجاهد گیلان با اشاره به غیرایرانی و غیرمسلمان بودن سازنده عمارت شهرداری گفت: در برخی از منابع نوشتند که سازنده بنا آلمانی است، اما او روس بود. این ساختمان شهرداری که ساخته شد سه مسجد تخریب شد. یک مسجد که در بقعه سید ابوجعفر بود و دو مسجد در حوالی همین منطقه وجود داشت. خیابان علمالهدی که در ۱۳۱۱ ساختش شروع میشود، سه مسجد اینجا تخریب میشود، خیابان شریعتی که ساخته میشود مسجد امام حسین (ع) زیر کوچه تخریب میشود و دهه ۴۰ دو تا بازاری مجدد آن را میسازند. مسجد حاج مجتهد که الان جلوی خیابان است، بخش زیادیاش توی خیابون بوده، این هم تخریب میشود. کاروانسرای پشت آن، حوزه علمیه بود که الان کاروانسراست. این نمادها همه از بین رفت تا خیابان را ساختند.
حجت الاسلام عبداللهی به سرگذشت متفاوت خیابان سعدی نسبت به سه خیابان دیگر منتهی به میدان شهرداری اشاره و تصریح کرد: اگر نگاه بکنید خیابان شریعتی خیابان مستقیم، خیابان امام خیابان مستقیم، خیابان علمالهدی مستقیم است اما خیابان سعدی به سمت راست میپیچد. فقط به خاطر وجود مدرسه ارامنه خیابان را کج کردند، ولی اینجا سه مسجد را نقدا در محل خراب کردند.
اهدای زمینهای وقفی بقعه
مرتضی عبداللهی افزود: در بعضی از منابع آمده که با خاک قبرستان، خیابان علمالهدی را درست کردند. بعد زمین این بقعه که وقف هم بود، مجانی به جمعیت نشر فرهنگ هدیه میشود و کتابخانه ملی را آنجا ساختند و تا دهه ۲۰ اداره پست، هتل ایران، این ساختمانها با شکلهای یک جور ساخته میشود. معمار این بنا بلافاصله به بابل میرود و آنجا هم تقریباً شبیه همینها را بنا میکند.
ترویج عمارت پهلوی در جمهوری اسلامی!
حجت الاسلام عبداللهی در ادامه با انتقاد از رویکردهای منفعلانه و سطحی حاکم بر دستگاههای اجرایی در مواجهه با عمارت شهرداری گفت: ما در جمهوری اسلامی این عمارت را در بلیط و اتوبوس، تاکسی، گفتوگو و صداسیما، همه جا برجسته میکنیم، چون پیوست فرهنگی نداریم. بعد خودمان چیزی اضافهتر در همان راستا میسازیم و بعد دعوا میکنیم که آیا خرابش کنیم یا نه. رضا خان وقتی اینجا را ۱۳۰۴ یا ۱۳۰۵ ساخت بعضی نوشتهاند که تا ۱۳۰۸ آماده شد. ما الان یک حوض وسط شهرداری ساختیم میدانیم مانع هم هست اما نمیدانیم باهاش چه کنیم.
بیست سال قبل میگفتند ساختمان صد ساله!
عبداللهی با تاکید بر اینکه این ساختمان هیچ نشانهای از هویت سابق مردم گیلان را ندارد افزود: مرکز شهر رشت به هیچ جای بوم فرهنگی مردم گیلان یا حتی مردم شمال ایران نمیخورد. حالا این ساختمانی که پیشینه و شکل معماریاش در نظر گرفته نشد، الان که الان است به صد سال نرسیده، در دهه ۸۰، مسئولان شوراهای شهر و شهرداری و استانداری مرتب درباره شهرداری که میخواستند حرف بزنند میگفتند ساختمان حدود یک قرن قدمت دارد، در صورتی که هنوز به ۱۰۰ سال نرسیده است. من سوال میکنم کجای دنیا یک ساختمان صد ساله به عنوان یک ساختمان تاریخی به حساب میآید، البته این ساختمان سال۵۵ یا ۵۶ ثبت ملی شده است.
نماد نگاه برکنار از مردم
این پژوهشگر حوزه دینی بر انگیزه رضاخان برای ترویج تمدن نوین از طریق تغییر مرکزیت رشت تاکید کرد و افزود: میدان سبزهمیدان وقتی مرکز شهر بود از نظر جامعهشناسی مرکز کاملا مردمی و مبتنی بر بوم فرهنگی مردم بود. یک طرفش دارالحکومه بود، دو طرفش روبروی هم مسجد بود، غیر از اینکه در پیرسرا مساجد متعدد بود، بازار عمومی سنتی مردم آنجا هست، حمام هست و تمام داد و ستدهای مردمی در آنجا ساخته میشود. اینها این هویت را کنار میگذارند و جای جدیدی میسازند که شکل هیچچیزی نیست، مبتنی بر ورود و خروج مردمی نیست، مبتنی بر فکر مردم نیست، یک جای کاملاً دولتپایه است، ساختمان اداری میسازند، شهرداری، پست و بعداً هتل. این چیزی که ما هنوز در جمهوری اسلامی گرفتارش هستیم، یعنی نهادینه کردن این فکر که همه کارها را باید دولت انجام بدهد از همین جاها شکل گرفت که در رشت اجرا شد.
احیای بقعه، مطالبه صدساله مردم
حجتالاسلام عبداللهی در ادامه به مقاومت مردم رشت مقابل تخریب هویتی محدوده بقعه استاد ابوجعفر اشاره و تصریح کرد: در سال ۱۳۰۴ موقعی که میخواستند ساخت ساختمان را شروع کنند مرحوم آیتالله رسولی آنجا مسجدی داشتند به اسم سید محمدهاشم، ایشان با مردم آمد جلو تا مانع بشوند، آنجا تیراندازی شد و مردم کشته شدند، مرحوم آقای رسولی چند روز به فومن تبعید شدند. در دهه ۲۰، دهه ۴۰، و دهه ۵۰ ما سرنخهایی در رسانهها داریم که مردم مرتب مطالبه ساخت مجدد بقعه و علائم بقعه و امامزاده و اینها را داشتند. به ما که رسید متاسفانه به کلی اینها را فراموش کردیم، حتی روشنفکرها مقابله میکنند که چرا این حرفها را میزنید.
ردپای مشاوران در انفعال شهرداریها
مرتضی عبداللهی در خصوص علت انفعال مدیریت شهری در مواجهه با مسئله میدان شهرداری گفت: یک عقبه مشورتی ناصحیح در طول دورههای مختلف زمانی در شورای شهر و مسئولیتها، حتی در رژیم گذشته داشتیم. اینها باید رصد و فکر بشود و الان فکر جدید را دوباره به میدان بیاریم.
من پیشنهاد میکنم مطالبه بازسازی خود امامزاده صورت بگیرد و نمادهای هویتی شهر نیز بازسازی بشوند. ما باید از نماد و المان استفاده بکنیم. پهلوی یکی از کارهایی که کرد و برداشتن آنها سخت بود، همین مجسمهها و نمادها از فرح و رضا و تا محمدرضا بود. ما به شهرهای دیگر که میرویم یزد را میبینیم، بافت مرکزی شهر مبتنی بر از این حسینیه تا آن حسینیه، حسینیه سرباز، حسینیه سرپوشیده با مسجد. ما وسط شهر رشت اینها را داشتیم، هنوز هم داریم، باید اینها را بازسازی کنیم.
نباید بترسیم
مرتضی عبداللهی در ادامه به برخی از وقایع میدان شهرداری بعد از انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: این میدان بعد از انقلاب به اسم اتفاق بزرگ تشییع اولین گروه از شهدای گیلانی در دفاع مقدس نام گذاری شد.
هنوز جنگ تحمیلی شروع نشده بود که دو گروه از بچههای گیلان بلند شدند رفتن مناطق درگیری. ما در هفته دوم مهر شهید دادیم. ۱۳ تا شهید آوردند رشت و در میدان اصلی تشییع برگزار شد، آنقدر این موضوع سر و صدا کرد که این میدان را به اسم شهدای سرپل ذهاب نام گذاشتند. یکی از گیرها این است که ما در مراودات رسمی خودمان، اسمهای هویتی را منکوب میکنیم، این میدان را کمتر به این اسم میشناسیم، پارک قدس هم همینطور. باید جلوی اینها گرفته بشود.
حجتالاسلام عبداللهی خاطرنشان کرد: پهلوی یک ساختمان شهرداری ساخت، زلزله آمد و تخریب شد، ما خودمان ناچار شدیم آن ساختمان را بازسازی کنیم و هر سال داریم بودجه میگذاریم برای ترمیم. اصلاً پیوست فرهنگیاش را ما برایش ایجاد کردیم و پیادهراه فرهنگی شهر را ساختیم. ما همان موقع مخالف بودیم، چقدر تجار و کسبه مخالف بودند، چقدر برای سالمندان حتی جوانان سخت شد که از بیستون وارد شریعتی بشوند و شهر اصلاً قفل است آنجا. معلوم نیست آنجا مرکز تجاری است، مرکز رفاه اجتماعی است، مرکز توریستی است، اصلا شهر سامان ندارد. وقتی پهلوی توانست و جراتش را داشت که مرکز شهر را از یک نقطهای با تمام علائم و نمادهای هویتی جمع کند و به یک منطقه دیگر انتقال بدهد ما چرا باید بترسیم این کار را که نیاز هم داریم بکنیم. مرکز شهر را منتقل کنیم به جای جدید، یک دایره بزرگتر ایجاد کنیم. شهرداری میتواند یک برنامه بلندمدت داشته باشد، مبتنی بر معماری و مفاهیم درست و ارزشهای اسلامی. شهر رشت در دهه ۶۰ شمسی مورد بمباران هوایی صدام قرار گرفت، در تاریخ معاصر مورد تجاوز حکومتهای روس و انگلیس قرار گرفت. آقا میفرماید من رشت آمدم دیدم از پایین تا بالا پرچمهای مختلف گروههای چپ و راست و اینها آنجا بوده. وقتی ما با فضای اسلامی توانستیم رشت را از چنگ آنها خارج کنیم حتماً باید برایش پیوست ایجاد کنیم.
نیازمند به گفتگوهای بیشتر برای مسایل فرهنگی هستیم
در ادامه این نشست، دکتر مجید رحمانی به ارائه بحث پرداخت و ضمن تقدیر از سخنان حجتالاسلام عبدالهی، گفت: لازم است که پیشینه هویتی و تاریخی گیلان را همه مردم بشنوند و بدانند و دوستان حوزه هنری در این زمینه تدبیر کنند. بله در سال ۱۳۰۴ سرهنگ آیرم مامور رضاخان با سرکوب مردم رشت این بنا فعلی را بر مزار ابوجعفر واجب التعظیم رشتیها میسازد.
رحمانی به هویت ایرانی و اسلامی گیلان اشاره کرد و افزود: گیلان نماد ایرانیت است، همیشه رنگ ایمان و رنگ ایرانی داشته است، در مشروطه مردم گیلانند که یک پای اصلی مبارزات مشروطهاند و قاجارها را محدود میکنند و در ادامه آن در نهضت جنگل نیز ۷ سال دفاع مقدس ایرانیان در گیلان برای دفاع از حیثیت ملی یک کشور رقم خورد. بعد از آن ما کاملاً با یک برنامه مهندسی فرهنگی که معماری هم یکی از اضلاع فرهنگ و هنر هست برای تخریب هویت گیلان و تضعیف آن مواجه هستیم. یکی از مهمترین برنامهها، همین نمادی است که امروز در موردش صحبت میکنیم نیز متاثر از چنینی سیاستی است.
رحمانی گفت: دلایلی است که اهمیت پرداختن به موصوع را بیشتر می کند. اکنون نماد اول شهر و استان ما شده است، مهر و امضای بصری شهر ما شده است، خود یک مقصد گردشگری است، محل تجمع مردم گیلان، بکگراند مراسمات اصلی و تجمعات اصلی و بزرگداشت های ملی و دینی مردم شهر است و ... پس ضرورت دارد جدی تر درباره این موضوع همفکری کنیم، بلکه باید خیلی زودتر در مورد این موضوع میگفتیم و میشنیدیم.
در جستجوی رویای مردم رشت
دکتر رحمانی ضمن بیان مخالفت خود با هرگونه تخریب ابنیه دارای قدمت در ساختمان شهرداری افزود: اینکه این مکان خراب شود و بقعه ساخته بشود قاعدتاً منطقی نیست، ابنیه موجود نمادی از این شهر است اما باید به جبران آن تخریب هویتی تاریخی کاری در خور انجام داد. در همه عصرها، دولتها و حکومتها از خودشان ابنیه بزرگی بهیادگار میگذارند، اما ما در رشت شاهد بنای چندان فاخری نیستیم. یکی از فانتزیهای من این بود که در دو ضلع دیگر شهرداری به جبران این تخریب تاریخی، ما ابنیه هویتی خودمان را داشته باشیم. در ضلع شرقی میدان ساختمان برج ساعت و در ضلع شمالی نیز ساختمان پست است، در دو ضلع دیگر خالی از هرگونه معماری متناسب است که با کمی همت و می توان بر زیبایی بصری و رفع نیازهای میدان و پیاده را افزود. رویا و فانتزیای که داریم برای شهر رشت ترسیم میکنیم این است که این محل که حالا نماد و نشانه مردم با فرهنگ رشت است باید تناسبی با این هویت و فرهنگ غنی باشد، الان آیا میدان شهرداری نشانی از مردم این سامان هست؟ قاعدتاً نیست. ما تنها میراث دار یک معماری سن پترزبورگی و روسی در رشت هستیم که که ۹۸ سال پیش دیکته شد و طبیعتا تا حدی با آن انس گرفته ایم. باورم این است که ضمن حفظ و کاربردی کردن این بناها می بایست ساختمانها و ابنیههای دیگری نیز ساخته بشوند، مصداقش می تواند مسجدی بزرگ و مثال زدنی میتواند باشد با همان گنبد مخروطی که قبلاً بود، به شکلی که در دانای علی هست. در ضلع روبروی برج ساعت که با مشارکت مردمی با معماری هویتی و بومی ساخته شود.
وضع موجود: فرصت یا تهدید
مجید رحمانی در ادامه سخنان خود بر لزوم ارزیابی و تحلیل وضعیت موجود پیاده. راه شهرداری تاکید کرد و گفت: علاوه بر بررسی وضع گذشته، وضع موجود را باید تبیین و ارزیابی کنیم تا در نهایت بدنبال ترسیم یک وضع مطلوب باشیم. وضع موجود به هیچ وجه مناسب و زیبنده شهر نیست، زیر پوست شهر در ویترین شهر نمایان شده، بزههای اجتماعی و آسیبهای اجتماعی در این مکان جلوه گری می کند. که البته به نظرم این فرصت بسیار مناسبی است تا متولیان به بازنگری سیاستها و اصلاح آن اقدام کنند. ما عملاً در پیاده راه به رهاسازی فرهنگی دچار شدیم و لازم است ابتدا به اصلاح این نقطه کانونی بپردازیم. اساسا مشکلات موجود، راهکار فرهنگی و میدانی دارد، درست است که زمانبر است اما همگان باید دست به دست بدهند، و پس از یک مطالعه جامع و جامعه شناختی به حل مسایل ریز و درشت آن پرداخته شود. دوستان گاهی اوقات این مسئله را خیلی ساده میگیرند، بافت جمعیتی که در پیادهراه وجود دارد ساعت به ساعتش فرق میکند. فضا سازی باید به گونه ای طراحی شود که بافت جمعیتی حاضر در پیاده راه بخصوص در ساعات پیک جمعیتی بافت واقعی از جامعه رشت باشد.
ایده هایی برای پیاده راه فرهنگی رشت
رحمانی با اشاره به لزوم تدوین طرح جامع برای پیاده راه گفت: پیاده راه ها، کارکردش از پارک متفاوت است، نباید از آن انتظار پارک شهر را داشته باشیم. لذا باید به لحاظ معماری و کالبدی و مبلمان شهری و فعالیت های فرهنگی آن اقداماتی در خور انجام داد.
رحمانی افزود: جای هنر و کار فرهنگی دایمی در پیادهراه خالی است، ما اگر در پیادهراه کار فرهنگی و هنری و برنامه نداشته باشیم قطعاً دیگران برنامه دارند. شهرداری ها در شهرهای بزرگ پردیس سینمایی و فرهنگسرا دارند که در رشت چنین چیزی را مشاهده نمی کنیم. این در حالی ست که در مرکزیت پیاده راه فرهنگی سه سینمای داریم که در چند سال اخیر تعطیل شده اند و با همت مدیریت شهری می توانند مجدد به ارایه خدمات فرهنگی بازگردند.
نمادها و نشانههای فرهنگی ما در پیادهراه کم است. ساخت و نصب المان، تندیس و سردیس از مفاخر و تاریخ گیلان در پیاده راه ضروری است. نمایشگاه های دایمی فرهنگی در ابنیه بلااستفاده برج ساعت و هتل ایران و پست ضروری است.
مجید رحمانی بر استفاده از تجربه سایر کشورها در مدیریت فضاهای مشابه پیاده راه و میدان شهرداری تاکید کرد و افزود: مانیتورینگ هدفمند اجتماعی با هدف رفع مشکلات ریشه ای و مددکاری اجتماعی به گروه ها و افراد مستقر ثابت در پیاده راه می تواند از آسیب های موجود بکاهد.
دکتر رحمانی در جمعبندی سخنان خود به وعده های بیفرجام در زمان ساخت پیاده راه که حاکی از اتصال پیادهراه شهرداری به بقعه خواهر امام را یادآور شد و افزود: با برنامههای فرهنگی هنری و نمایشگاهی و فعالیتهای دیگر می شود اوضاع بمراتب بهتری را در مرکزیت شهر شاهد بود و بافت جمعیتی حاضر را با ایجاد برنامه های مناسب به سمت خانواده ها برد. نیاز های اجتماعی و فرهنگی مردم و خانوادهها باید در بافت پیادهراه فرهنگی برطرف شده و امنیت نیز برای حضور خانوادهها فراهم شود.
وی همچنین به استفاده از ایده رادیو پیادهراه برای مدیریت آلودگی صوتی در آن محیط اشاره کرد و گفت: الان حتی موقع اذان ما فقط از برج ساعت شهر صدای اذان را میشنویم و در بقیه نقاط پیادهراه صدای اذان شنیده نمیشود. نورپردازی بهتر و کامل آنجا میتواند در کاهش آسیب های موجود مؤثر باشد. طراحی ویژه برای اجرای برنامه هنری بویژه تئاتر خیابانی و سرود پاتوقی بصورت روزانه در پیادهراه و طراحی فضای بازهای بومی و محلی برای سرگرمی کودکان و خانواده ها بسیار در اصلاح این فضا می تواند نوثر باشد.