حوزه هنری گیلانحوزه هنری گیلان
← همه اخبار
نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با سخنرانی حامد پورشعبان

نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن»

نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با سخنرانی حامد پورشعبان

۲۱ مهر ۱۳۹۷کد خبر: 30364۹

نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با حضور حامد پورشعبان توسط واحد هنرهای نمایشی حوزه هنری گیلان در جمع علاقه مندان هنر تئاتر برگزار شد.


 نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن»
نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با سخنرانی حامد پورشعبان


نشست «بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با حضور حامد پورشعبان روز یک شنبه 15 مهرماه 1397 در جمع علاقه‌مندان هنر تئاتر از سوی واحد هنرهای نمایشی در حوزه هنری گیلان برگزار شد.

حامد پورشعبان در ابتدا تعاریف هنر را از یونان پیشاسقراطی مورد بررسی قرار داد و گفت: در یونان باستان هنر به معنی تقلید، محاکات و بازنمایی بوده است. ظاهرا اول­‌بار فیثاغورث (فیلسوف یونانی) به منشاء تولید آثار هنری اشاره کرده و به طور اخص به تشریح ماهیت موسیقی پرداخته، ضمن تحلیل نت­های موسیقی با رویکرد ریاضی، موسیقی را تقلیدی از آوای تولید شده از گردش افلاک دانسته است.

چنان­که مولانا نیز متاثر از این نظریه می­فرماید:

پس حکیمان گفته‌­اند این لحن­ها از دوار چرخ بگرفتیم ما

بانگ گردش­های چرخ است این­که خلق می‌­سرایندش به تنبور و به حلق

پورشعبان در ادامۀ این بحث افزود: اما آن­چنان که می‌­گویند برای اولین بار اصطلاح «میمسیس» که در یونان باستان با معنی تقلید و بازنمایی کاربرد یافته، در نظریه‌­های «دموکریتوس» دیگر فیلسوف پیشاسقراطی مورد استفاده قرار گرفته است. او معتقد بود که انسان همواره از طبیعت تقلید می­کند؛ نساجی را از عنکبوت و خانه­‎سازی را از پرستو آموخته است. از این­رو بشر همواره مقلد طبیعت است. سقراط نیز میمسیس را بازنمایی به معنی تقلید از ظواهر اشیاء دانسته و نقاشی و پیکره‌­سازی را تقلیدی از طبیعت تلقی کرده است.

مفهوم بازنمایی از زمان افلاطون و ارسطو وجه گسترده‌­تری یافته است؛ افلاطون با بیان «تمثیل غار»، عالم محسوسات را سایه­ای از حقیقت تلقی می‌­کرده و آثار هنری را تقلیدی از این سایه. در نتیجه آثار هنری را از حقیقت دور دانسته و برآن بود که آثاری هنری بیان حقیقت نمی­‌کند. و جز برانگیختن احساسات کاربرد دیگری ندارد و از نظر او هنر به­‌جای جوهر و ذات، تقلیدی از ظهورات اشیاء بود.

ارسطو اما ضمن پذیرفتن مفهوم محاکات، آثار هنری را حاصل خلاقیت هنرمند تلقی کرده و با نفی مُثُل افلاطونی، بازنمایی را محدود به جهان هنر دانسته است. وی معتقد بود ظاهر هنر تقلیدی از طبیعت است اما حاصل نهایی کار هنرمند، بیانگر خلاقیت اوست و این خلاقیت در مخاطبان خود تاثیر می­‌گذارد؛ چنان­که تراژدی را عاملی برای تصفیه و پالایش (کاتارسیس) انسان می‌­دانسته است.

حامد پورشعبان در ادامه افزود: مفهوم بازنمایی در قرون وسطا به نسبت، کارکرد خود را تقریبا از دست داد. به این دلیل که برخی نظریه‌­پردازان به این نتیجه رسیده بودند که این مفهوم نمی­‌تواند تعریف جامع و مانعی برای آثار هنری باشد.

اما پس از رنسانس مجددا نظرها به سوی این اصطلاح معطوف شد، به‌­ویژه در قرن بیستم فیلسوفان و نظریه­‌پردازانی چون والتر بنیامین، تئودور آدورنو و هانس گئورگ گادامر، با رویکردی تازه‌­تر و عمیق­‌تر به این مفهوم پرداخته‌­‌اند.

وی گفت: آدورنو با تلاشی برای نزدیک کردن گفتمان فلسفی و زیبایی شناختی، نوع خاصی از میمسیس یا بازنمایی را ارائه می­‌کند. بازنمایی از نظر او صرفا تقلید از طبیعت نبوده و تقلید محض از جهان محسوس نیست، بلکه از نظر وی نوعی رابطۀ دیالکتیکی بین امر سوبژکتیو و ابژکیتو و همسان­‌سازی این دو است؛ نه برتری سوژه بر اُبژه.

پورشعبان ادامه داد: از بین نظریه‌­پردازان این حوزه، گادامر نیز از جمله کسانی است که نظریاتش دربارۀ مفهوم بازنمایی ارزشمند و قابل تامل است. او با دو وجه سلبی و ایجابی کوشید تا هنر را از تعریف زیبایی­‌شناختی کانتی تهی کند و وجه وجودشناختی و هرمنوتیک هنر و آثار هنری را برجسته نماید. گادامر با پیش­‌کشیدن مفهوم «بازی» که به نوعی در نظریات فریدریش شیلر (فیلسوف آلمانی) و توماس شلینگ(اقتصاددان آمریکایی) نیز قابل پی­گیری است، کوشید تا نشان دهد حقیقتی که از طریق اثر هنری تجربه می­‌شود از هیچ طریق دیگری ممکن نیست. او معتقد بود مفهوم بازنمایی را می­توان آنچنان گسترده فهم کرد که در تحلیل نهایی همچنان از حقیقت برخوردار باشد.

وی در بخش پایانی سخنان خود گفت: با شرحی که از مفهوم بازنمایی ارائه شد، می­توان تفاوت تئاتر مدرن و طبعا پست­‌مدرن را از تئاتر کلاسیک دریافت. در تئاتر کلاسیک با توجه به تعریف و تعبیری که از بازنمایی شده است مشابه سازی و واقع نمایی، ریتم ثابت، اهمیت حرکت نمایشی، زبان فاخر و عدم فاصله­‌گذاری از عناصر و مولفه­‌های بدیهی تلقی می­‌شد؛ ابژه‌­ها آن­چنان که بوده‌­اند یا می­‌باید بوده باشند، طراحی و صورت­‌بندی می‌­شده است؛ چنان که سوفوکل نمایش­نامه­‌نویس یونان باستان می­‌گوید: «من آدمیان را آن­چنان که باید باشند نشان می­دهم» اما در تئاتر مدرن در رویکردهای مرتبط با تئاتر اکسپرسیونیسم یا ابزوردیسم، ریتم متغیر، بیان مینی­مالیستی، زبان تلگرافی و محاوره­ای و نیز دیالوگ­‌هایی که گاه جای حرکت نمایشی را می­‌گیرد، وجه پررنگ­تری دارد.

همین­طور تئاتر پست­مدرن که از اواخر دهۀ 60 و اوایل دهۀ 70 در مقابل تئاتر ابزورد و نگاه نیست‌انگارانۀ نمایش­نامه‌­‌نویسانی چون ساموئل بکت و یوجین اونیل شکل گرفت، استفاده از اشکال ترکیبی و مدیاهای مختلف، استفاده از فرهنگ­‌عامه­، دوری از مشابه­‌سازی و واقع‌نمایی، استفادۀ همزمان از طنز و تراژدی و عدم وفاداری به متن، رنگ بیشتری به خود گرفته است.
در تئاتر مدرن– پست مدرن، مخاطب، بخشی از عناصر تئاتر محسوب می‌­شود و در واقع اوست که بارۀ حقیقت­‌های نهفته در متن یا عدم آن نظر می دهد.

گالری تصاویر (۱)

نشست « بازنمایی در تئاتر کلاسیک و مدرن» با سخنرانی حامد پورشعبان
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://gilan.hozehonari.ir/s/MHSSQMD

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: gilan.hozehonari.ir